خیره به حروف روی کیبورد موندمو بین تمام حرفهای نگفته سر در گمم
حرفهایی که روزی هزار بار با خودم تمرین میکنم تا وقتی به ((تو)) رسیدم بگم
ولی تا وقتی پای گفتنش میرسه هیجان تمام وجودمو فرا میگیره
انگار جادو میشم،هر جمله میخواد زودتر از بقیه خودشو به ((تو)) برسونه
اونقدر که منو گیج میکنه و خیره به صفحه کیبورد کامپیوتر یخ میزنم
نه اینکه ندونم چی میخوام بگم، نه
برعکس تمام وجودم پر از جملات زیباست که برای ((تو)) آماده کردم
با کلی وسواس بین این همه جمله زیبا میگردمو یکی از زیباترینهاشو انتخاب میکنم
جمله ای که بارها و بارها گفتمو از گفتنش سیر نمیشم
جمله ای که هر لحظه تمام وجودمو پر میکنه
من این جمله رو از بین تمام جمله ها بیشتر دوسش دارم
چون برازنده وجودته و من از گفتنش سیر نمیشم
آره بازم همین جمله انتخاب منه
خدا کنه برای ((تو)) تکراری نباشه
((دوستت دارم))
((صخره))


روی نیمکت دونفره نشستمو ذل زدم به پیاده رو....
با دقت دارم دنبال جای پاهات میگردم...
با تمام وجود هوای اطرافو توی ریه هام میکشم بلکه عطر حضور ((تو)) رو حس کنم...
میدونم که میای...
میدونم که مثل همیشه خوش قولی میکنی...
شاید کمی دیر و زود بشه ولی حتما میای...
من به بودنت کنارم عادت کردم...
به گرمی دستات توی دستم معتاد شدم....
اگه نتونم عطر تنت رو استشمام کنم دیونه میشم درست مثل اونایی که بهشون مواد نرسیده....
میدونم چشم انتظارم نمیزاری.....
ولی اگه دلیلی هم برای دیر کردنت باشه من تا ابد چشم به راهت میمونم...
((صخره))


.: Weblog Themes By Pichak :.