بازم چشمام خیره مونده،مات و مبهوت ولی این بار
نه به صفحه کیبورد،بلکه به راهی که مسیر اومدن ((تو))ست
راهی که عطر قدمهای ((تو)) سنگ فرشش کرده
مسیری که همیشه خیس یاد ((تو))ست
گاهی اوقات دلم میخواد بشمارم ببینم چند تا عاشقتم
ولی هر بار که بیدار میشم یادم نمیاد تا چند شمارش کردم که خوابم برد
همیشه خندم میگیره آخه توی خوابم داشتم میشمردم
راستی بعد از عدد 999999999999999999999999999999چنده؟؟؟
لابد فکر میکنی دروغ میگم؟!
نه بجون بارون تا این عدد شمردم!
ولی خوب نمیدونم وقتی توی خوابمم میشمارم قبوله یا نه؟
به هر حال مطمئنم عشقم خیلی بیشتر از ایناست
راستی یه عدد پیدا کردم که آخر عدداست
اسمشو گذاشتم افلاطون
حالا دیگه میدونم چند تا دوستت دارم
اونقدر که شدی ((عشق افلاطونی)) برام
پس بازم فقط خیره به راهت میمونم و دلمو بغل میکنم و جای ((تو)) نوازشش میکنم
تا وقتی ((تو)) از راه برسی و این طفل بازی گوش رو کمی آروم کنی
عشق افلاطونیم چشم به راهتم
((صخره))
نظرات شما عزیزان:

نگاه توست...
پلک نزن!
بی راهه میروم...
.: Weblog Themes By Pichak :.