وجودم بی تاب لمس دستاته و هر نفس حسرت بودن در کنارت رو داره
شب رو به امید دوباره جاری شدن در رگهام
چه بی تابانه به صبح میرسونم
هر چند با حس در آغوش کشیدنت به خواب میرم
نازنینم می دونم گاهی باعث بیشتر شدن حس دلتنگی و تنهایت می شم
منو ببخش!
که شادی و لبخند برازنده وجود مهربونته
دوستت دارم تا پای جان
ای عزیز تر از جان
((صخره))


کاش میتونستم رویاهام رو بهمین راحتی روی دیوار حقیقت نقاشی کنم
کاش هیچوقت جلوی رویاهام رو کسی نمیتونست بگیره
هنوز هم مثل بچه گی هام زل میزنم به پنجره خیالم و نفرین میکنم کسی رو که جلوی پنجره دیوار کشیده
نمیدونم اگه این دیوار خراب بشه چه بهشتی از پشت اون نمایان میشه!
ولی مطمئنم که زیباترین رویاها پشت دیوار حقیقته
((صخره))


جشمام خیس
لبهام خشک
گلوم پر از حبابهایی از جنس بغض
چشمام منتظر
لبهام پر از حرفهای نگفته
گلوم پر از حبابهای بغض
چشمام خسته از انتظار
لبهام مبهوت یک کلام
گلوم پر از حبابهای بغض
چشمام رو میبندم
لبهام رو میگزم
و حبابهای بغض دونه دونه در گلوم میترکه
دلم خیلی هواتو کرده
کاش میتونستم پیشت باشم یا ((تو)) رو کنارم داشته باشم
خودت بهتر از من میدونی که دلتنگی هدیه عشقه
پس از من خرده نگیر اگه زود دلتنگت میشم
این دلتنگی رو بزار به حساب عاشقی
((صخره))


((تو)) آنجا من اینجا....
من از رنج ((تو)) در غم
تویی تنهاترین تنهای عالم
((تو)) پنهان میکنی درد و غمت را
من آن را میخرم با قیمت جان
عزیزم شاید خیلی وقتها بار سنگین مشکلات من روی شونه های پر مهر ((تو)) بیوفته
و باعث رنج و عذاب ((تو)) نازنین بشه
و من نتونم اونطور که باید به ((تو)) توجه کنم
منو به خاطر این بی توجهی ببخش
جای ((تو)) همیشه در قلب منه
حضور ((تو)) هر لحظه در ذهن منه
((تو)) دوری ولی نزدیک تر از هر نزدیکی
((صخره))


بازم اونقدر چشم به پنجره دوختم تا خوابم برد
میدونستم هوای امشب هوای اومدنش رو داره
برا همین مثل هر شب لای پنجره اتاقم رو باز گذاشتم
صدای لطیفش که بگوشم خورد چشمام رو آروم نیمه باز کردم
اتاقم پر شده بود از حس حضورش
با دستای نوازشگرش گوشه پرده رو کنار زده بود و خیره به من نگاه میکرد
دیگه طاقت نیووردم
از جام پا شدم و به سمت پنجره رفتم
دو تا لنگه پنجره رو تا آخر باز کردم
پرده هارو کنار زدو خودشو انداخت توی بغلم
لب پنجره پر شده بود از عطر تنش
و تمام کوچه خیس رد پاهای قشنگش
با عجله از اتاقم زدم بیرون و رفتم توی کوچه
با تمام وجودم اونو توی آغوش گرفتم
گونه هام خیس شده بود از بوسه های بی وقفش
بهش گفتم "خیلی دلتنگت بودم،خیلی"
اونقدر که طاقت نیاوردم و توی خواب به پیشوازت اومدم
اومدم تا بهت بگم از هر چی چتر و چکمه است بیزارم
مگه ((تو)) جز عشق و مهربونی چی داری
که برای دیدنت چتر و چکمه لازم بشه؟
کاش برای همیشه پیشم بمونی
کاش آسمون هر شب بهونه اومدنت رو داشته باشه
یا اینکه منو با خودت ببری
بین ابرا کنارت بنشونی
من خیلی زود دلتنگت میشم
کاش برای همیشه بباری
((صخره))


.: Weblog Themes By Pichak :.